JustPaste
HomeCategoriesAboutDonateContactTerms of UsePrivacy Policy
JustPaste

Free online notepad — write and share instantly

Navigate

  • Home
  • Timeline
  • Categories

Info

  • About
  • Donate
  • Contact

Legal

  • Terms of Use
  • Privacy Policy

© 2026 JustPaste.app. All rights reserved.

Made with ♥ by JustPaste

i just wanna say thank you | JustPaste.app
about 1 month ago10 views
👤Personal

i just wanna say thank you

دخترِ من،

وقتی اینو می‌خونی احتمالاً تازه از خواب بیدار شدی و داری آماده می‌شی بری سرِ کار ، شایدم نه، شاید سرِکار باشیو بخونیش؛ شاید اصلا خونه باشی و بخونیش؛ شایدم اصلا نخونیش؛ به هر حال مینویسم برات. احتمالا خسته‌ای، شاید خوابت بیاد، شاید اضطراب افتاده به جونت، شاید هزار تا فکر ریز و درشت توی سرت می‌چرخه که نکنه امروز خوب نباشم، نکنه نتونم، نکنه خراب کنم، نکنه…

ولی خواستم قبل هرچیزی، یه چیزی رو از من داشته باشی که برای خودت نگهش داری.

من بهت افتخار می‌کنم.

نه فقط برای اینکه داری کار می‌کنی.

نه فقط برای اینکه صبح زود از تختت بلند می‌شی و میری جایی که هنوز برات غریبه‌ست.

نه فقط برای اینکه داری سعی می‌کنی روی پای خودت بایستی.

من به مقاومتی که توی وجودته افتخار می‌کنم.

به اینکه با تمام چیزهایی که توی ذهنت می‌گذره، باز هم صبح می‌شی و ادامه می‌دی.

به اینکه با تمام دردهایی که شاید حتی نتونی اسمشون رو بیاری، باز هم داری خودتو از جایی که ایستادی جلوتر می‌بری.

به اینکه داری با چیزهایی از خودت روبه‌رو می‌شی که مدت‌ها قایمشون کرده بودی.

به اینکه برای خوب شدن، برای فهمیدن خودت، برای ترمیم کردن زخم‌هات داری تلاش می‌کنی.

خیلی چیزها رو توی خودت نگه می‌داری.

خیلی وقت‌ها فقط غر می‌زنی و من می‌دونم پشت اون غر زدن‌ها چیزهایی هست که گفتنش برات سخت‌تر از سکوت کردنه.

من هیچوقت قرار نیست ازت اعتراف بگیرم.

قرار نیست مجبورت کنم چیزی رو که آماده‌ی گفتنش نیستی تعریف کنی.

قرار نیست برای زخمی که هنوز بازه، نسخه بپیچم.

فقط می‌خوام بدونی اگر یه روزِ دور یا نزدیک خواستی حرف بزنی، من هستم.

اگر خواستی غر بزنی، من هستم.

اگر خواستی سکوت کنی، باز هم هستم.

اگر خواستی هیچ کاری نکنی بازم هستم..

حتی اگر هیچ کاری از دستم برنیاد، حداقل کنارت میمونم تا تنهایی به دردات اضافه نشه..

و اگر یه روز خودت رو «اضافی» دیدی، اینو یادت باشه:

دختر، تو برای هرکسی که اضافی باشی، برای من اضافی نیستی.

تو برای من آدمی نیستی که فقط وقتی حالت خوبه، وقتی موفقی، وقتی قوی‌ای یا وقتی همه‌چیز مرتبه، دوست‌داشتنی باشی.

من تو رو وسط همین آشفتگی‌ها می‌خوام.

میونِ ترس‌هات،

تو اضطرابت،

تو غرورت،

میونِ سکوت‌هات.

وسط تمام اون روزهایی که خودت هم حوصله‌ی خودتو نداری.

حتی اگر یه روز فقط یه گارسون خسته‌ی یه کافه باشی که آخر شب پاهاش درد می‌کنه و دلش می‌خواد برگرده خونه، برای من چیزی از ارزشت کم نمی‌شه.

چون من عاشق عنوانی که روی اسمت نوشته میشه نیستم؛

عاشق خودِ توام.

و شاید عجیب باشه، ولی یکی از چیزهایی که همیشه به خاطرش بهت افتخار کردم همین تلاش‌هات برای پیدا کردن خودته.

اون وقت‌هایی که مراقبه میکنی،

اون نقاشی‌هات،

اون ذوقی که برای هنر داری،

حتی وقتی نشستی و خواستی گیتار الکتریک یاد بگیری.

من توی همه‌ی این‌ها یه چیز می‌بینم:

دختری که هنوز، با وجود همه‌ی چیزهایی که بهش گذشته، دست از ساختن خودش نکشیده.

و من به همین دختر ایمان دارم.

حتی وقتی خودش ایمان نداشته باشه..

اگر یه روز خودت به خودت شک کردی، من به جای هر دوی ما شک نمی‌کنم.

اگر افتادی، قرار نیست ازت بپرسم چرا افتادی.

دستتو می‌گیرم، بلندت می‌کنم و دوباره راه می‌افتیم.

اگر شکست خوردی، شکستت پایان راه نیست.

من باهات میام تا جایی که بالاخره یه روز برگردیم و به همین روزها نگاه کنیم و بگیم:

«دیدی؟ بالاخره شد.»

من نمی‌خوام تو رو عوض کنم، دختر.

من تو رو همین‌طوری که هستی دوست دارم.

فقط دلم می‌خواد کنار خودت، کم‌کم، آروم‌آروم، تبدیل بشی به بهترین نسخه‌ی خودت.

نه نسخه‌ای که من می‌خوام.

نسخه‌ای که خودت همیشه ته قلبت می‌خواستی باشی

و برای رسیدن به اونجا، عجله‌ای نداریم

یه قدم ، دوباره یه قدم، و بعدش یه قدم دیگه..

هرجا که رفتی، تا تهش باهات میام

اگر مسیر سخت شد، باهم ازش میگذریم.

اگر تاریک شد، توی تاریکی کنارت راه می‌رم.

اگر زمین خوردی، کنارت می‌شینم تا دوباره بلند شی.

فقط یه چیزی رو ازت می‌خوام؛

هیچ‌وقت فکر نکن تنهایی باید همه‌ی این راه رو بری.

حسینِ تو همینجاست؛ همیشه همینجا برای “تو”عه.

با تمام دلخوری‌هایی که بینمون هست.

با تمام حرف‌هایی که هنوز بلد نیستیم چطور به هم بزنیم.

با تمام جاهایی که همدیگه رو نفهمیدیم.

با تمام اشتباهاتی که من کردم و تمام اشتباهاتی که تو کردی.

من هنوز پشتتم.

هنوز می‌خوامت.

هنوز دوستت دارم.

و هیچ‌کدوم از دلگیری‌ها باعث نشده چیزی از دوست داشتنت کم بشه.

بعضی حرف‌ها رو می‌ذارم برای وقتی که هر دومون آروم‌تریم

نه اینکه نگفتنی باشن؛

فقط چون تو برای من مهم‌تری از اینکه هر حرفی رو، هر وقتی، بهت بزنم.

امروز فقط برو.

برو و کارت رو بکن.

اگر اضطراب گرفتی، نفس بکش.

اگر یه چیزی رو بلد نبودی، یاد بگیر.

اگر اشتباه کردی، اشکالی نداره.

تو تازه اولِ مسیرته، دختر، داستان این پرنسس زیبا که دارم براش مینویسم تازه شروع شده..

قراره امروز رو زندگی کنی

و من اینجام که فردای بعد از امروز هم باشم.

شاید زندگی خیلی چیزها رو از آدم بگیره؛

آدم‌هایی رو، فرصت‌هایی رو، سال‌هایی رو که دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردن..

برای همین یه جمله‌ای هست که همیشه توی ذهنم مونده:

«روزی که فکر کردی یه چیزی رو از ته دل دوست داری، هیچ‌وقت ولش نکن…»

و من فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار در زندگی آدم اتفاق می‌افتن.

تو برای من از همون “یک‌باری”.

نه به خاطر اینکه می‌خوام بهت زنجیر ببندم؛

به خاطر اینکه دوست دارم تا وقتی خودت می‌خوای، دست توی دست هم راه بریم و ببینیم آخر این همه راه کجاست.

دختر…

اگر یه روز همه‌چی ریخت روی سرت، بیا سمت من.

اگر دنیا صدات رو نشنید، من می‌شنوم.

اگر خودت خودتو باور نکردی، من باورت دارم.

اگر خسته شدی، یه جایی کنار من برای نفس کشیدن هست.

و اگر یه روز فقط خواستی سرت رو بذاری روی شونه‌ی یکی و هیچی نگی…

لازم نیست چیزی بگی.

فقط بیا.

من هستم.

حالا پاشو دختر

به کارت برس؛

و به اون دخترِ مضطرب و خسته‌ای که توی آینه می‌بینی یه کم حق بده؛

اون داره خیلی بیشتر از چیزی که خودش فکر می‌کنه تلاش می‌کنه!

و من؟

من بهش افتخار می‌کنم

خیلی زیاد.

برو روژینِ من

امروز هم قدم بعدیت رو بردار.

این پسر همیشه پشتته🤍🦋

← Back to timeline